آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۸۵۲۰
۱۰:۳۹

۱۴۰۵/۰۶/۰۲
به مناسبت هفته شهدای کارمند:

یاداشت| کارمندانی که میز خدمت را به سنگر ایثار پیوند زدند؛ روایت آماری و حماسی از ۱۰۴ شهید کارمند استان البرز

همزمان با هفته شهدای کارمند، نگاهی به زندگی و حماسه ۱۰۴ شهید کارمند استان البرز، روایتی است از انسان‌هایی که خدمت را تنها در پشت میزهای اداری معنا نکردند و در روزهای سخت دفاع از میهن، از اداره و سازمان تا سنگرهای جهاد و ایثار پیش رفتند. این یادداشت به قلم دبیر سایت نوید شاهد البرز، با نگاهی آماری و روایی، گوشه‌ای از نقش و رشادت شهدای کارمند البرز و پیوند ناگسستنی «خدمت» با «ایثار و شهادت» را روایت می‌کند.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ مناسبتی که به نام شهدا گره می‌خورد، فرصتی است برای ایستادن، نگاه کردن به گذشته و پرسیدن یک سؤال ساده اما عمیق: نسلی که برای حفظ این سرزمین از جان خود گذشت، چه چیزی برای امروز ما به یادگار گذاشته است؟

در میان روایت‌های پرشمار دفاع مقدس، گاهی برخی قهرمانان کمتر دیده می‌شوند؛ مردانی که نامشان در کنار عنوان‌های شغلی و اداری ثبت شده، اما زندگی‌شان در بزنگاه‌های بزرگ تاریخ، از یک شغل روزمره فراتر رفته است. آنان بخشی از بدنه جامعه بودند؛ در ادارات، سازمان‌ها و دستگاه‌های مختلف کار می‌کردند، با مردم سر و کار داشتند، خانواده داشتند و دغدغه‌های معمول زندگی را تجربه می‌کردند؛ اما روزگار، برای آنان انتخابی بزرگ‌تر رقم زد.

شناخت این گروه از شهدا، تنها برای گرامیداشت یک مناسبت تقویمی نیست. مرور زندگی و سرنوشت آنان می‌تواند تصویری روشن‌تر از جامعه‌ای به دست دهد که در سال‌های جنگ، همه ظرفیت‌های خود را برای دفاع از کشور به میدان آورد. در این میان، آمار و اسناد نیز گاهی می‌توانند به اندازه یک خاطره یا روایت شفاهی، سخن بگویند؛ کافی است نام‌ها، تاریخ‌ها و محل‌های ثبت‌شده را کنار یکدیگر قرار دهیم تا بخشی از یک حماسه بزرگ آشکار شود.

هفته شهدای کارمند، بهانه‌ای است برای خواندن این روایت از زاویه‌ای دیگر؛ زاویه‌ای که در آن، عددها به نام تبدیل می‌شوند، نام‌ها به زندگی و زندگی‌ها به قصه‌ای از ایثار و مسئولیت.

این یادداشت تلاش دارد از میان اطلاعات و اسناد موجود، تصویری از این بخش کمتر روایت‌شده از تاریخ ایثار استان البرز ارائه کند؛ روایتی که در ادامه، مخاطب را با خود همراه می‌کند تا ببیند پشت هر نام و هر آمار، چه حماسه‌ای نهفته است.

 

یاداشت| کارمندانی که میز خدمت را به سنگر ایثار پیوند زدند؛ روایت آماری و حماسی از ۱۰۴ شهید کارمند استان البرز

از پشت میز تا خط مقدم

وقتی از شهدای کارمند سخن می‌گوییم، نباید تصور کنیم همه آنان صرفاً در محیط‌های اداری حضور داشته‌اند. نگاهی به اطلاعات این مجموعه نشان می‌دهد که محل خدمت این شهدا، طیف گسترده‌ای از دستگاه‌ها و مجموعه‌های خدماتی، اقتصادی، نظامی و اجرایی را دربرمی‌گیرد؛ از راه‌آهن، بانک‌ها، شرکت نفت، مخابرات، شهرداری و آموزش و پرورش گرفته تا جهاد سازندگی، سپاه، وزارت دفاع، نیروی انتظامی، بنیاد شهید، بهداری، سازمان هواپیمایی، صدا و سیما، پست، اداره برق، اداره آب، وزارت کشور، کمیته امداد، سازمان زندان‌ها و نیروگاه‌ها.

این تنوع شغلی، یک پیام روشن دارد: دفاع از کشور، مسئولیت یک قشر خاص نبود.

کارمند بانک، کارمند راه‌آهن، معلم، کارمند بهداری، کارمند شرکت نفت، نیروی مخابرات، کارمند شهرداری، کارمند جهاد، کارمند هواپیمایی و کارکنان دیگر دستگاه‌ها، هر کدام در جایگاه خود بخشی از چرخ خدمت کشور را می‌چرخاندند؛ اما هنگامی که پای دفاع از ایران و انقلاب اسلامی به میان آمد، بسیاری از آنان نشان دادند که خدمت واقعی، مرزی میان اداره و میدان ندارد.

در اطلاعات این فهرست، ۶۵ نفر با عنوان کلی «کارمند» ثبت شده‌اند و در کنار آن، عناوینی مانند کارمند بانک، کارمند بهداری، کارمند شرکت نفت، کارمند سپاه، کارمند جهاد، کارمند راه‌آهن، کارمند هواپیمایی، کارمند شهرداری، کارمند آموزش و پرورش، کارمند اداره اطلاعات، کارمند صدا و سیما و دیگر عناوین تخصصی نیز به چشم می‌خورد.

این تنوع، تصویری از جامعه‌ای است که در آن هرکس از جایگاه خود در دفاع از میهن سهمی داشته است.

۲۳ شهید در یک سال؛ روایت خونین سال ۱۳۶۵

یکی از نکات قابل توجه در بررسی آماری این فهرست، پراکندگی زمانی شهادت‌هاست. اطلاعات ثبت‌شده نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از شهدای کارمند البرز در سال‌های ابتدایی و میانی دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند.

در سال ۱۳۵۹، ۶ شهید، در سال ۱۳۶۰، ۹ شهید و در سال ۱۳۶۱، ۱۹ شهید در این فهرست ثبت شده‌اند. این روند در سال‌های بعد نیز ادامه داشته و در سال ۱۳۶۲، ۸ شهید، سال ۱۳۶۳، ۲ شهید و سال ۱۳۶۴، ۸ شهید به شهادت رسیده‌اند.

اما بیشترین تعداد ثبت‌شده مربوط به سال ۱۳۶۵ است؛ سالی که نام ۲۳ شهید کارمند در این فهرست دیده می‌شود.

سال ۱۳۶۵ برای تاریخ دفاع مقدس سالی سرشار از عملیات‌ها و حوادث بزرگ بود؛ سالی که جبهه‌ها شاهد نبردهای سنگین بود و نام عملیات‌هایی همچون کربلای ۵، والفجر ۸ و دیگر عملیات‌ها در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد.

از میان اطلاعات موجود، شلمچه با ثبت ۱۷ مورد، بیشترین فراوانی محل شهادت یا حضور عملیاتی را در این فهرست دارد و پس از آن، مناطقی همچون فکه، فاو، خرمشهر، جزیره مجنون، پادگان ملارد، مهران، آبادان، غرب و دیگر مناطق عملیاتی دیده می‌شود.

وقتی نام شلمچه در کنار نام شهدای کارمند قرار می‌گیرد، تصویر ساده «کارمند اداره» فرو می‌ریزد. اینجا دیگر با انسان‌هایی مواجهیم که از محیط کار خود فاصله گرفتند و در سخت‌ترین شرایط جبهه حضور یافتند؛ انسان‌هایی که شاید آخرین روز کاری‌شان را بدون آنکه بدانند، پشت سر گذاشته بودند.

ترکش؛ پرتکرارترین واژه یک فهرست تلخ

در بخش مربوط به نحوه شهادت نیز اعداد، روایت خود را دارند. بر اساس اطلاعات ثبت‌شده، ترکش با ۳۰ مورد، پرتکرارترین عامل ثبت‌شده در این فهرست است. پس از آن، مواردی مانند مفقودیت، انفجار، اصابت تیر، ترکش به بدن، سقوط هواپیما، متلاشی شدن پیکر، واژگونی خودرو، بمباران مناطق مسکونی، سوختگی و حملات هوایی یا موشکی دیده می‌شود. هر کدام از این واژه‌ها، برای یک خانواده معنایی عمیق دارد. «مفقودیت» تنها یک کلمه اداری نیست؛ سال‌ها چشم‌انتظاری خانواده‌ای است که نمی‌داند عزیزش کجاست. «ترکش» فقط یک علت شهادت نیست؛ نشانه لحظه‌ای است که آتش جنگ، بدن یک انسان را هدف قرار داده است. «بمباران شهری» یعنی حتی خانه‌ها و خیابان‌ها نیز از جنگ در امان نبودند. «سقوط هواپیما» یعنی گاهی مسیر خدمت و مأموریت نیز به نقطه‌ای بی‌بازگشت ختم شده است. در میان این نام‌ها، شهدایی نیز دیده می‌شوند که در حوادثی همچون سقوط هواپیمای C-130، انفجار، تصادف در مناطق عملیاتی و دیگر مأموریت‌ها جان خود را از دست داده‌اند.

از بانک و نفت تا مخابرات و راه‌آهن

یکی از زیباترین وجوه زندگی شهدای کارمند، تنوع خدمت آنان است. کارمند راه‌آهن، در روزهایی که جبهه‌ها نیازمند انتقال نیرو و امکانات بود، بخشی از زنجیره پشتیبانی کشور را تشکیل می‌داد.

کارمند شرکت نفت، در شرایطی خدمت می‌کرد که تأمین انرژی برای ادامه زندگی مردم و استمرار فعالیت‌های کشور، خود بخشی از مقاومت ملی بود.

کارمند بانک، در ساختار اقتصادی کشور مسئولیتی بر عهده داشت؛ اما در کنار آن، برای دفاع از کشور نیز پای در میدان گذاشت.

کارکنان آموزش و پرورش، بهداری، مخابرات، شهرداری و دیگر دستگاه‌ها نیز هر کدام بخشی از ساختار حیاتی کشور بودند.

این شهدا به ما یادآوری می‌کنند که جبهه فقط سنگر خاکریز نبود؛ جبهه در اداره، کارخانه، بیمارستان، مدرسه، راه‌آهن، مخابرات، بانک، شرکت نفت و حتی پشت میزهای خدمت نیز وجود داشت.

جنگ، تمام کشور را درگیر کرده بود و دفاع نیز باید از همه ظرفیت‌های جامعه شکل می‌گرفت.

کارمندانی که بسیجی شدند

در بخش مربوط به نوع فعالیت و وابستگی سازمانی نیز یک نکته قابل توجه است. در اطلاعات موجود، ۴۶ نفر با عنوان بسیج و ۱۲ نفر با عنوان سپاه ثبت شده‌اند و در کنار آنها نام ارتش، جهاد سازندگی، نیروهای مردمی، سازمان هواپیمایی و دیگر مجموعه‌ها دیده می‌شود.

این اعداد نشان می‌دهد که بخش مهمی از شهدای کارمند، در کنار شغل اداری و سازمانی خود، هویت جهادی و مردمی نیز داشته‌اند.

بسیج برای آنان تنها یک عنوان سازمانی نبود؛ یک انتخاب بود. انتخابی که در روزهای سخت کشور، آنان را از پشت میز به میدان کشاند.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم «کارمند شهید» را از یک عنوان اداری فراتر می‌برد. آنان همزمان که کارمند بودند، شهروند، پدر، همسر، فرزند، برادر، رزمنده و مدافع کشور نیز بودند.

روایت شلمچه، فکه، فاو و خرمشهر

در میان مکان‌های ثبت‌شده در فهرست، نام مناطق مهم و شناخته‌شده دفاع مقدس بارها تکرار شده است. شلمچه با ۱۷ مورد، پرتکرارترین محل ثبت‌شده در داده‌هاست. نام فکه نیز ۷ بار دیده می‌شود و فاو ۵ بار در اطلاعات آمده است. خرمشهر و جزیره مجنون نیز هر کدام چندین بار در فهرست تکرار شده‌اند. این نام‌ها برای نسل امروز شاید نام‌هایی جغرافیایی باشند؛ اما برای خانواده‌های شهدا، هر کدام می‌تواند یک خاطره، یک تماس تلفنی، یک نامه، یک خبر و یا یک انتظار طولانی باشد.

شلمچه، تنها یک منطقه مرزی نیست؛ بخشی از حافظه جمعی ملت ایران است.

فکه، تنها یک نام روی نقشه نیست؛ یادآور رزمندگانی است که در آن سرزمین به خون غلتیدند.

فاو و جزیره مجنون نیز هر کدام صفحات مهمی از تاریخ مقاومت ایران را در خود جای داده‌اند.

حالا در کنار نام رزمندگان، نام کارمندانی قرار می‌گیرد که نشان دادند دفاع از میهن، عنوان شغلی نمی‌شناسد.

از سال‌های جنگ تا سال‌های پس از آن

تمام شهدای این فهرست در سال‌های جنگ تحمیلی به شهادت نرسیده‌اند. اطلاعات موجود، نام شهدایی را نیز در سال‌های بعد ثبت کرده است؛ شهدایی که در مأموریت‌ها، حوادث، دفاع از امنیت کشور، شهادت پس از تحمل آثار جانبازی و یا رخدادهای مرتبط با خدمت، جان خود را از دست داده‌اند.

در میان این موارد، چهار مورد با عنوان «انفجار مهمات - شهدای اقتدار» ثبت شده و چند مورد نیز با عنوان «جانباز شهید» آمده است.

این بخش از فهرست یک حقیقت مهم را یادآوری می‌کند: پایان جنگ، پایان ایثار نبود.

بعضی از رزمندگان سال‌ها با آثار جراحت و جانبازی زندگی کردند و سرانجام به جمع شهدا پیوستند. برخی دیگر در مسیر خدمت و تأمین امنیت کشور جان خود را از دست دادند.

بنابراین، هفته شهدای کارمند فرصتی نیست که فقط به یک مقطع تاریخی نگاه کنیم؛ بلکه باید زنجیره‌ای از خدمت، ایثار و شهادت را در طول دهه‌ها ببینیم.

شهدای کارمند؛ سرمایه معنوی دستگاه اداری کشور

امروز که بسیاری از ما از مفهوم «خدمت اداری» سخن می‌گوییم، خوب است یک بار به گذشته نگاه کنیم. در سال‌های دفاع مقدس، کارمندانی بودند که برای انجام وظیفه خود، گاهی از جان خود گذشتند. آنها شاید حقوق‌بگیر یک دستگاه بودند، اما در لحظه آزمون، خود را صاحب مسئولیت در برابر مردم و کشور می‌دانستند. از همین رو، یاد شهدای کارمند فقط یادآوری گذشته نیست؛ بلکه بازخوانی یک الگوی مدیریتی و اخلاقی است: خدمت، وقتی معنا پیدا می‌کند که با مسئولیت‌پذیری همراه باشد.

شهید کارمند به ما می‌آموزد که میز خدمت نباید به دیواری میان انسان و جامعه تبدیل شود. اداره، محل خدمت است؛ نه محل بی‌تفاوتی.

امضای یک نامه، رسیدگی به یک پرونده، پاسخگویی به یک مراجعه‌کننده و انجام درست یک وظیفه شاید در ظاهر کوچک باشد، اما اگر با روحیه مسئولیت‌پذیری همراه شود، همان فرهنگ خدمتی را ادامه می‌دهد که شهدا برای آن جان دادند.

۱۰۴ نام، ۱۰۴ روایت

در فهرست شهدای کارمند استان البرز، ۱۰۴ ردیف اطلاعات ثبت شده است؛ اما حقیقت این است که ما با ۱۰۴ «روایت انسانی» مواجهیم.

روایت محمدعلی دریابند، کارمند راه‌آهن که در بمباران هوایی در اهواز به شهادت رسید. روایت شمس‌الله شاپوری که در صنایع دفاع خدمت می‌کرد و بر اثر حادثه انفجار دیگ بخار جان باخت. روایت فریبرز خداداده، کارمند بانک صادرات که در باختران و در جریان بمباران مناطق مسکونی به شهادت رسید. روایت حسین نظیفی، کارمند شرکت نفت که در گلان مفقود شد و سرنوشتش با شهادت گره خورد. روایت حسین عقبایی، کارمند جهاد که در منطقه آبادان به شهادت رسید. و ده‌ها نام دیگر که هر کدام بخشی از تاریخ این سرزمین را در خود دارند. در میان این نام‌ها، مصطفی بوالی نیز دیده می‌شود؛ کارمند حوزه هواپیمایی که نامش با حادثه سقوط هواپیمای C-130 در آبادان گره خورده است.

نام‌هایی از بانک، نفت، مخابرات، شهرداری، آموزش و پرورش، بهداری، جهاد، سپاه، ارتش، هواپیمایی، صدا و سیما، وزارتخانه‌ها و دیگر مجموعه‌ها نیز در این فهرست حضور دارند. هر نام، یک پرونده نیست؛ یک زندگی است.

وظیفه امروز ما چیست؟

نسل امروز شاید بسیاری از این شهدا را ندیده باشد. شاید صدای آنها را نشنیده، با آنها همکار نبوده و حتی محل خدمتشان را نشناسد. اما وظیفه ما این است که اجازه ندهیم فاصله زمان، نام و آرمان آنها را از حافظه جامعه پاک کند.

هفته شهدای کارمند، بهترین فرصت برای آن است که دستگاه‌های اجرایی، سازمان‌ها، ادارات و مجموعه‌های دولتی و عمومی، نام شهدای همکار خود را دوباره مرور کنند.

چه خوب است در هر اداره، یک عکس، یک نام و یک روایت از شهیدی که روزی پشت همان میزها خدمت می‌کرد، برای نسل جدید باقی بماند.

چه خوب است کارمند جوان امروز بداند صندلی‌ای که پشت آن نشسته، شاید روزی محل خدمت انسانی بوده که بعدها در میدان دفاع از کشور به شهادت رسیده است.

چه خوب است پرونده‌های اداری این شهدا، تنها در بایگانی‌ها باقی نماند و داستان زندگی آنان نیز برای نسل آینده روایت شود.

زیرا شهید، فقط متعلق به خانواده‌اش نیست؛ شهید متعلق به تاریخ یک ملت است.

یک آمار برای تأمل، نه فقط برای شمارش

وقتی می‌گوییم ۱۰۴ شهید کارمند، نباید این عدد را صرفاً در یک جدول آماری دید.

۱۰۴ یعنی ۱۰۴ بار خانواده‌ای داغدار شده است.

۱۰۴ یعنی ۱۰۴ صندلی اداری خالی شده است.

۱۰۴ یعنی ۱۰۴ پرونده زندگی که پایان آن با واژه «شهادت» ثبت شده است.

۱۰۴ یعنی ۱۰۴ روایت از مسئولیت‌پذیری در روزهایی که کشور بیش از هر زمان دیگری به انسان‌های مسئول نیاز داشت.

و شاید مهم‌تر از همه، ۱۰۴ یعنی هنوز ۱۰۴ چراغ برای شناختن، روایت کردن و الگو گرفتن پیش روی ماست.

این عدد، اگر درست روایت شود، می‌تواند از یک آمار خشک به یک جریان فرهنگی تبدیل شود.

امروز، نوبت روایت ماست

شهدای کارمند، نسل‌هایی بودند که میان «وظیفه» و «فداکاری» فاصله‌ای نمی‌دیدند.

برای آنان خدمت به مردم و دفاع از کشور دو مسیر جدا نبود.

اگر لازم بود در اداره باشند، در اداره خدمت می‌کردند و اگر کشور به حضورشان در جبهه نیاز داشت، راهی جبهه می‌شدند.

اگر وظیفه‌شان پشتیبانی بود، پشتیبانی می‌کردند.

اگر باید اسلحه به دست می‌گرفتند، می‌جنگیدند.

اگر باید در شهر می‌ماندند و چرخ زندگی مردم را می‌چرخاندند، همان‌جا می‌ایستادند.

و اگر تقدیرشان شهادت بود، نامشان در بلندترین فهرست افتخار این سرزمین ثبت شد.

امروز در هفته شهدای کارمند، باید از خود بپرسیم: ما برای ادامه آن مسیر چه کرده‌ایم؟

آیا خدمت ما در شأن کسانی هست که برای حفظ این کشور جان دادند؟

آیا میزهای خدمت ما، به معنای واقعی کلمه، محل خدمت به مردم است؟

آیا نام همکاران شهیدمان را می‌شناسیم؟

آیا فرزندان ما می‌دانند پدران و مادران این سرزمین، چگونه از ایران دفاع کردند؟

پاسخ به این پرسش‌ها، شاید مهم‌ترین ادای دین ما به شهدای کارمند باشد.

شهدای کارمند استان البرز، از کرج، ساوجبلاغ و نظرآباد، از بانک و نفت و مخابرات تا آموزش و پرورش، جهاد، سپاه، ارتش، بهداری و ده‌ها مجموعه دیگر، یک پیام مشترک برای امروز ما دارند:

ایران با کار و خدمت ساخته می‌شود و با ایثار و فداکاری حفظ می‌شود.

آنان رفتند تا این سرزمین بماند؛

و امروز، وظیفه ماست که با خدمت درست، مسئولیت‌پذیری، صداقت و حفظ یاد شهدا، نشان دهیم که راه آنان در حافظه این ملت زنده است.

در هفته شهدای کارمند، سر تعظیم فرود می‌آوریم در برابر نام‌هایی که روزی کارمند بودند، اما در لحظه امتحان، به قهرمانان تاریخ ایران تبدیل شدند.

یادشان گرامی، راهشان پررهرو و نامشان ماندگار باد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه